

ماها ، پری رویا با من سخن نمی گویی چرا ؟
آخر من از دیوانگی با ماه می گویم
سخن...

-
هرگز واژه عاشق را کنار نام خود ننویس .
-
هیچ کس نمی تواند در آن واحد هم عاشق باشد و هم عاقل .
-
من نمی گویم هرگز نباید در نگاه اول عاشق شد اما اعتقاد دارم باید برای بار دوم هم نگاه کرد.
-
عشق تنها چیزیست که ما داریم .تنها راهی که از طریق آن می توانیم به همدیگر کمک کنیم.
-
همه چیزی که فهمیده ام این است : می فهمم چون عاشق هستم.
-
کسی که خیلی عاشق است غیر ممکن ها را باور دارد.
-
عشق زندگی هر انسانی است .
-
عشق برای دانایان ، حماقت است و برای احمق ها ، عقل.
-
عشق کور است و عشاق نمی توانند ببینند که زیبایی نادان ها آنها را به کشتن می دهد .


عشق نمی پرسه اهل کجایی،فقط میگه تو قلب من زندگی می کنی.
عشق نمی پرسه چرا دور هستی فقط میگه همیشه با من هستی .
عشق نمی پرسه که دوستم داری فقط میگه :دوستت دارم ...

ای اولین دوبیتی سر سبز باورم
یادت شکفته در نفس شعر آخرم
هر شب برای دیدن تو ،تا دل خیال
یک کوله بار خاطره بر دوش می برم
جاریست رد پای تو بر کوچه باغ شعر
دیگر چگونه بی تو از این کوچه بگذرم
دیدی غرور شرقی شعرم شکست و باز
آوار شد تمام غزلهاش بر سرم
مردم در این هزاره عشق ،خوب من
بگذار تا به عشق تو ایمان بیاورم

عشق گلی است که اگر آن را به قصد تجزیه و تحلیل پرپر کنید ،
قادر نخواهید بود که آن را دوباره جمع کنید....
تو که ز یباتر از گل های یاسی
برای دیدنم در التماسی
چه غم باشد مرا از نگاهت
که دائم با دل من در تماسی
مردم از حسرت به پیغامی دلم را شاد کن
ای که می گفتی فراموشت نسازم،یاد کن
بی تو ای عشق در این اتش هجران چه کنم؟
شب هجران تو را چاره و درمان چه کنم؟
شمع گشتم که بسوزم به سحر در دل شب
چون سحر باز نیایی من بی جان کنم؟
دل من زنده به دیدار تو ماندست هنوز
در وصالت نشوم واله و حیران چه کنم؟
تا تو رفتی این دل من بی تو تنها مانده است
آتشی زین کاروان رفته بر جا مانده است
روزها بگذشت و من در شوق دیدارم هنوز
منتظر چشمم به بازیهای فردا مانده است
طاقت بار فراقت بیش از اینم مشکل است
همتی کاین رهرو کوی وفا وامانده است
روز و شبها با خیالت گفتگوها کرده ام
زنده مجنون با امید عشق لیلا مانده است
ادامه مطلب...
ساده بودم که تو را ساده تجسم کردم
بعد لبخند تو با گریه تبسم کردم
آشنا با همه پنجره های شهرم
چون تو را پشت همین پنجره ها گم کردم...
ادامه مطلب...
«نکته های زندگی»
-
یک دوست واقعی بهتر از چاپلوسان دروغگوست.
-
گامهای بلند بردار تا رد پایی از خودت بجای بگذاری .
-
جبران کردن بهتر از عذر خواهی است.
-
همه زیبایی ها را دور خود جم کن.
-
حرف حق به گوینده اسیب نمی رساند .
-
هرگز با شتابزدگی گرهی نزن که نتوانی باز کنی .
-
ادب قیمتی ندارد ،اما با ان همه چیز می توانی بخری .
از پرنده پرسیدم :عشق چیست؟
پاسخم داد:رهایی.
از جغد شب پرسیدم ،
به من گفت :تنهایی.
از گل سرخ پرسیدم ،
گفت نمی دانم!
و اگر از من بپرسی ،
خواهم گفت:احساس بین من و تو
و تو چه می گویی؟
دلیل قصه
نمی دانم که باید تا کجا رفت
دل من با تو یا اینکه جدا رفت؟
دلیل قصه من بودی ،اما
هزار و یک شب من بی صدا رفت...
چو از یادم رود عالم تو از یادم
نخواهی رفت
مگر انکه هرز گاهی تو هم یادی
کنی از من
« ترنم باران»
من امروز به اسمان بوسه زدم و در
صداقت اینه ها عشق را به زیبایی دریا
دیدم و به شکوه قصری شیشه ای از
جنس حقیقت.
اری ،ای مهربان! شاخه هایی از رز
تقدیم به پیشگاه نگاهت و قطره های باران
به طراوت دل بی ریایت و انتظار برای
دیدار چشمانت.
لحظه وصال
هر روز از پنجره به کوچه های تنهایی سرک
می کشم تا لحظه امدنت را جشن بگیرم ،انتظار
امدنت را دوست دارم و زیر شکنجه ثانیه ها تاب
خواهم اورد تا لحظه وصالت را به اغوش بکشم.....
مرا صد بار از خود برانی دوستت دارم
به زندان خیانت هم کشانی دوستت دارم
چه سود از مهرورزیدن ؟چه حاصل از وفا کردن؟
مرا لایق بدانی یا ندانی
دوستت دارم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تنها در آب های آرام است که تصاویر اشیا قابل رویت است
تنها در ذهن آرام است که می توانید انعکاس دنیا را تماشا کنید....
may eyes -miss u,
my lips-kiss u,
my feel-love u,
my hand-need u,
my mind-call u,
my heart-just 4u,
my life-is u,
Iwill die without u,
BABA I LOVE YOU
وقتی می شی نیاز من اگه نباشی پیش من
اشکای چشمامو ببین که می ریزه به پای تو
بازم که بی قرارمو دلواپس نگاه تو
تموم مستی منی بمون همیشه پیش من
اگه شدم عاشق تو نزار که بی تاب بمونم
لا لا یی شبام تویی نزار که بی خواب بمونم
دارم برات شعر می خونم شاید به یادم بمونی
فقط یه چیز ازت می خواهم همیشه عاشق بمونی
دوست دارم خیلی کمه ولی جز این چیزی نبود
واژه ها رو ولش کنیم عشقمو از چشام بخون
![]()
![]()
![]()
گر نیایی تا قیامت انتظارت میکشم
منت عشق از نگاه پر شرابت میکشم
من ره به خلوت عشق
هرگز نبرده بودم
پیدا نمی شدی تو شاید
که مرده بودم ....
بستر شده در کوی تو خاکسترم امشب
یا سوخته از اتش دل بسترم امشب
جان دادم و فارغ شدم از محنت هجران
یعنی که زشبهای دگر بهترم امشب
غروب لحظه ها شد و رفتن تو
چراغ ارزویم ماندن تو
تو را هر جا که هستی می سرایم
مگر روزی بگریم دامن تو
صدای تو مرا از شب دیر پا بیرون می اورد و به
سپیده صبح می رساند . وقتی غزل می خوانی با تمام
وجودم به حافظ درود می فرستم.
تو شعر بلند زندگی هستی .
تو دریای مواج حقیقت را میشناسی و با موجها همسفر بوده ای .
تو بارانی و سالها با رنگین کمان در اسمان زندگی می کردی .
« دوست دارم »
روزی با همه شقایقهای عاشق اشتی خواهم کرد
و به احترام ورود عشق با اهنگ دلنواز "عشق نمی میرد"
بند بند قلبم را اذین می بندم.
« در جوار یار »
چرا بر این دل حسرت کشیده
زدی ضربت به آب هر دو دیده
تو اینک در جوارم هستی ای یار
دلم همواره از عشقت تپیده
(بدون تو)
دوباره آسمان تیره ام را
غبار بی خیالی تیره کرده
نگاه خسته ام را یک کبوتر
بر بال خود تیره کرده
دوباره قلب من تنگ است و تاریک
ولی این دل زتنهایی نمرده
نگاهی بی قرار و ناامید است
دوباره بغض با دستان سردش
به سختی قلب ما را می فشارد
امان از گریه های بی قراری
که چشم را به دریا می سپارد
بی تو نفس کشیدن من شرم آور است
بی تو مرا به سنگ بکوبند بهتر است
جرأت نمی کنم که به آینه رو کنم
بی تو عجب چهره من نفرت آور است!
(شعله)
دلم از جدایی می لرزد
چون که من زاده عشقم
شعر من ،
آتش پنهان من است
روز و شب
شعله کشد در جانم
ای وای !
چه سرنوشت جان سوزی!
این است حدیث تلخ ما
این است!
این چند روز عمر
با همه تلخی
انصاف اگر دهیم
شیرین است!
(سلام به تو )
سلام به عشق و به آفتابی هنوز نتابیده است
و
سلام به حسی که هنوز ملموس نیست
سلام به تو که تمام این واژه ها تقدیم توست
(احساس)
می روی اما مرا پشت سرت جا می گذاری
بین مرگ و زندگی من را به خود وا می گذاری
می روی اندازه یک برگ پاییزی و خاکی
روی رویایی ترین احساس من پا می گذاری
می روی با وعده یک روز می آیم، ولیکن
باز با من وعده امروز و فردا می گذاری
می روی حس می کنم یک روز می آیی و آخر
پشت سر ، حتی خودت را بی گمان جا می گذاری



