تبليغاتX
هر چه مرا به یاد تو بیاورد زیباست



کاش می شد سرزمین عشق را             در میان گام ها تقسیم کرد

کاش می شد با نگاه شاپرک                عشق را بر اسمان تفهیم کرد

                                           

کاش می شد با دو چشم عاطفه            قلب سرد اسمان را ناز کرد

کاش می شد با پری از برگ یاس        تا طلوع سرخ گل پرواز کرد

                                         

کاش می شد با محبت خانه ساخت       یک اطاقش را به مروارید داد

کاش می شد اسمان مهر را              خانه کرد و به گل خورشید داد

                                         

کاش می شد با تمام حرف ها              یک دریچه به صفا را وا کنیم

کاش می شد در نهایت راه عشق         ان گل گم گشته را پیدا کنیم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 20:20  توسط سمانه   | 



+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 19:49  توسط سمانه   | 



+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 18:27  توسط سمانه   | 



+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 18:22  توسط سمانه   | 



 

ای روزگار دنیا رو می بینی چه جوریه؟سگها هم عاشق میشن.

ولی یک فرقی با ما انسانها دارند می دونی اون چیه؟سگها باوفا ما انسانها بی وفاییم...

عجب روزگاری شده مگه نه؟!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 17:36  توسط سمانه   | 



سوار خواب دل اشوب قایق ات شده ام

همان مسافر دل تنگ سابق ات شده ام

تویی که خسته و تنها شده ای اری...

من محو تماشای هق هقت شده ام

بیا و دست مرا روی دست خود بگذار

اگر غلط نکنم باز عاشقت شده ام

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 17:20  توسط سمانه   | 



سیه چشمی به کار عشق استاد

به من درس محبت یاد می داد.

مرا از یاد برد اخر ولی من

به جز او عالمی را بردم از یاد!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 17:20  توسط سمانه   | 



+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 16:47  توسط سمانه   | 



دوستی :

      طلوعی است که غروبی ندارد

                                    دریایی است که ساحلی ندارد

      روزیست که شب ندارد

                                    فانوسی است که خاموشی ندارد

      بهاریست که خزان ندارد

                                    سپری است که سیاهی ندارد

      صعودیست که سقوطی ندارد

                                    و ابتدایی است که انتهایی ندارد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 16:43  توسط سمانه   | 



+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 15:57  توسط سمانه   | 



در شب سیاه چشمت دل خویش گم

نمودم

زتو در تو خیره گشتم غزلی زنو

سرودم

غم دل زیاد بردم زشراب ناب

عشقت

همه شب زخواب ماندم چو شدم

خراب عشقت

زستاره نگاهت شدم اسمانی از تو

مانده از شرار عشقت به دلم نشانی از تو

شدم عاشقت عزیزم تو شدی

خدای قلبم

نامت ای بهار رنگین بشد اشنای قلبم

از تو من شدم دوباره کهکشانی از

ستاره

امدی به سوی قلبم که شدم پرواز

شراره.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 18:56  توسط سمانه   | 



 

  • اعتدال طبیبی است که طبیعت با دست خود آن را تقدیس می نماید . و او از هم طبیبان کمتر اشتباه می کند و کمتر گول می خورد.
  • نه چندان درشتی کن که از تو سیر شوند و نه چندان نرمی کن که بر تو دلیر گردند.
  • نیکبخت ترین مردم کسی است که کردار به سخاوت بیاراید و گفتار به راستی .
  • راز خوشبینی در تربیت نهفته است.
  • تربیت زیباترین چیزی است که مردان بزرگ ذخیره می کنند.
  • کسانی که از نعمت تعلیم و تربیت بی بهره می باشند در زندگی مانند مردگانند.
  • با روی به اشتباه خود اعتراف کنید . حتی مداد مدیر عامل هم در انتهایش مداد پاکنی دارد.
  • در دنیا تنها کسی موفق می شود که به انتظار دیگران ننشیند و همه چیز را از خود بخواهد.

 

                            ادامه دارد... 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 15:56  توسط سمانه   | 



+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 20:6  توسط سمانه   | 



+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 19:56  توسط سمانه   | 



+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 19:30  توسط سمانه   | 



 

شد از داغ تو چشمم پر ستاره

                                        تنم رنجور و قلبم پاره پاره

خدا را تا دو روزی زنده هستم

                                       بیا یکشب به خواب من دوباره

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 17:41  توسط سمانه   | 



 

 

زبان نگاهت را

به من بیاموز

تا بعد از هر دیدنت

با خود نگویم

               چه می خواست!

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 17:37  توسط سمانه   | 



 

ای که با من بسته ای پیمان عشق

                                        یاورم باش و ببر فرمان عشق

شاهد این مدعا باشد خدا

                                   شیر غرانم در این میدان عشق

سر گذشت عاشقی باشد دراز

                                    بشنو از من قصه طوفان عشق 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 17:32  توسط سمانه   | 



 

یک شب به شتاب رفتنم را دیدی

دل به افق سپردنم را دیدی

تا امدم از مهر تو تقدیر کنم

شب رفت و به چشم مردنم را دیدی

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 17:29  توسط سمانه   | 



 

شب است

بی تو ،

اسمان ابری تر از همیشه

و من

خیس از بارش تنهایی

عکس تو را

پاک می کنم.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 17:24  توسط سمانه   | 



 

دلتنگ دلتنگ می شوم ،نمی دانم سر کدام کوچه

منتظرت باشم ، ایا می ایی ، نمی دانم با

طلوع کدام خورشید ساعتم را تنظیم کنم .پس از اولین

ثانیه طلوع خورشید ، هر جمعه تا اخرین لحظه غروبش

به انتظار تو می ایستم.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 17:21  توسط سمانه   | 



با سخاوت اشنایم کرد و رفت

اتشی در سینه برپا کرد و رفت

شعر عشقش از ازل با من سرود

بیت بیتش را به نامم کرد و رفت

او که روزی شهسوار عشق بود

بی دلی را در کمانش کرد و رفت

او کتاب انتظارم را گرفت

برگ برگش را به نامش کرد و رفت

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 17:16  توسط سمانه   | 



i love you

+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 16:32  توسط سمانه   | 



 

  • کسی که از در امد کم نمی تواند پس انداز کند از در امد زیاد هم قادر به پس انداز نیست.
  • نیکی چیزی است که بیش از هر چیز مردم را خلع سلاح کند.
  • اگر کودکان در ارامش و صلح و صفا پرورش یابند ، خشونت را نمی اموزند و پس از بلوغ و پیوستن به اجتماع اصولا از هر برخورد خشونت امیزی به دور خواهند ماند.
  • سکوت ، جواب غیر قابل پاسخ است .
  • کسی که می تواند گوش افراد را تبدیل به چشم کند ، گوینده زبردستی است.
  • شرط پیروزی ، داشتن اراده قوی است .شرایط دیگر اهمیت چندانی ندارد .
  • اگر بر زمان احاطه داشته باشید ، در می یابید که اکثر مردم کارهایی را که در عرض یکسال می توانند انجام دهند چقدر زیاد و کارهایی را که در مدت 10سال قادرند انجام دهند ، چقدر کم بر اورد می کنند.
  • به خاطر داشته باشید درباره اشخاص ، قضاوت زود هنگام نکنید .بعضی ها دیر به راه می افتند ، با این حال ستاره می شوند.
  • حفظ خونسردی بهترین راه برای از بین بردن خشم دیگران است.
  • سنگی که با عصبانیت پرتاپ شود ، گنجشکی را نمی کشد .
  • دوستی نانی است که تا زمانی که بیان نشده ، خوشمزه است .
  • دروغگو زودتر از انسان لنگ ، زمین می خورد .

                      ادامه دارد....

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 16:40  توسط سمانه   |